جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
480
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
پشمى بنام چوخا است كه در مقابل تيغ و خار بهتر از پارچههاى كتانى استحكام دارد . بر مچهاى خود رشتهء پارچهاى بنام پاىتاوا يا پاتواه مىپيچند كه شايد همان پوتى كشميرى و ريشهء اسمى و نمونهء ساخت آن بوده است . كفشهاى روباز آنها چاروخ از چرم خام است كه با تسمه پنجهها و انگشت شست را سفت مىبندند و مثل روستائيان ايران كلاه به شكل تخممرغى بر سر نمىگذارند ، بلكه از پوست بره كلاه دارند . لباسشان در واقع بىشباهت با پوشاك كردهاى ساكن نقاط كوهستانى مشرق خراسان نيست و گفتهاند كه قيمت تمام يك دست لباس آنها از هيجده شلينگ بيشتر نيست . مردها غالبا تبرى همراه دارند تا از ميان جنگل راه باز كنند . تأثير اقليمى درياى خزر - در نظر هركس كه مثل من نقاط ديگر بحر خزر را هم ديده و يا از وضع هوائى كه در ماههاى زمستان در آنجا ديده مىشود آگاه است ، تفاوت اقليمى بين منطقهء شمالى با سواحل مركزى و جنوبى كه من در اين فصل به شرح آن پرداختم بقدرى زياد است كه در واقع حيرتانگيز مىباشد و اختلاف بيشتر از آن است كه ناشى از ارتفاع نقاط محسوب شود . خانيكف اين نكته را نيك بيان كرده است كه من به ترجمهء آن مىپردازم : « اگر ما قسمتهاى خشك و يكنواختى تأسفآور اراضى نمكزار سواحل شمالى بحر خزر را با درخت و گياه پرشكوه و تقريبا استوائى كرانهء جنوبى مقايسه كنيم از اختلاف و تضادى كه جهان آفرينش در دو ساحل درياى مسدود واحدى پديد آورده است دوچار حيرت خواهيم شد . در قسمت شمالى الاغ با اشكال تاب مقاومت با سرما را خواهد نمود . در جنوب ببر بنگالى جانور همهجائى است . نزديك حاجى طرخان خوشهء انگور فقط امكان رسيدن دارد ، اما در خليج استراباد در شبهجزيرهء پوتمكين درخت موز رشد عجيبى مينمايد و محصول نيشكر و پنبه به حد وفور است . بعلاوه هرساله قسمتهائى از دريا در شمال يخبندان است و هنوز اين يخها ذوب نشده است كه سواحل مازندران و گيلان پر از شكوفه و گل مىشود » .